جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1576

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

بود ، علناً مىگفت : « ما السواد الّابستان قريش ، ماشئنا اخذنا منه و ما شئنا تركناه » ، « عراق ، بوستان قريش است . هر چه بخواهيم از آن برمىداريم و هرچه را كه خواستيم رها مىكنيم . » هنگامى كه فرماندار « اخنا » از عمروبن عاص دربارهء ميزان جزيه سؤال مىكند ، وى مىگويد : « انما انتم خزانة لنا ! » شما گنجينه‌اى براى ما هستيد . هدف زمامداران بنىاميه اين بود كه بيت‌المال مردم را غارت كنند و به درباريان و حاشيه‌نشينان خويش ببخشند و بر مال آنان بيفزايند . فرمانداران بنىاميه ، علاوه بر آن كه در شهرها هر چه از مال و ثروت به دست مىآوردند مىدزديدند ، در مقابل يارى زمامداران بنىاميه و انجام خواسته‌هايشان ، حقوقهاى فراوانى دريافت مىكردند . نمونه اين‌گونه افراد « خالدبن عبدالله قسرى » فرماندار هشام‌بن عبدالملك در عراق بود . او از بيت‌المال مسلمانان ساليانه يك ميليون درهم حقوق مىگرفت و از اموال مردم هم صدميليون درهم مىدزديد ! آرى ، اين‌گونه بود كه به دست بنىاميّه ، پايه‌هاى عدالت علوى و عدل اسلامى سست و واژگون گرديد و امتيازات طبقاتى در جامعه آشكار شد . دسته‌اى غرق در مال و دسته‌اى ديگر گرسنه شدند . جمعى ستم كردند و جماعتى ستم ديدند . در زمانى كه مردم نانى به كف نمىآوردند ، يكى از زمامداران بنىاميّه ، از بيت‌المال ، دوازده هزار دينار به « كليسا » يى مىبخشيد ، زيرا از صداى ناقوس كليسا خوشش آمده بود ! در عصرى كه مردم آرزو داشتند زندگى آزادى داشته باشند ، دهها